تبلیغات
سایت خبری بخوانید - نامه‌توكلی به موسوی و خاتمی: معارضه خیانت به امام و انقلاب است
یکشنبه 29 شهریور 1388  07:00 ب.ظ    ویرایش: - -
نوع خبر: اخبار سیاسی ،

 احمد توكلی در نامه سرگشاده ای خطاب به موسوی و خاتمی اعلام كرد: گویا می‌خواهید حاكمیت را به برخورد با خود بكشانید. تردیدی نیست كه معارضه چیزی جز خیانت به امام، انقلاب، اسلام، مردم و ایران نیست. تصمیم به بازگشت بگیرید.
.


متن این نامه به شرح ذیل است:

بسمه تعالی

برادر محترم جناب آقای میرحسین موسوی
برادر محترم جناب آقای سید محمد خاتمی

سلام علیكم 29/6/1388

در دو سه ماه گذشته، حوادثی گزنده و تلخ بر كشور ، انقلاب و مردم رفت كه حرف‌های شنیدنی و لابد گفتنی بسیاری پیرامون آن‌ها وجود دارد كه بحث از آن‌ها در حوصله این مقال نیست. قصد نامه نوشتن به شما را نداشتم ؛ چرا كه از مكاتبه با جناب آقای كروبی اثر چندانی حاصل نشده است. ولی در روز قدس حوادثی رخ داد و به نام طرفداری از شما شعارهای داده شد كه خود را ناچار از این كار دیدم تا وجدان‌تان را در معرض سؤالاتی قرار دهم كه نه به من، بلكه به مردم توضیح دهید.

شما كه همواره به‌درستی گفته‌اید پرسشگری ازصاحبان و طالبان قدرت امرمقدسی است، طبعا نباید رنجشی پیدا كنید؛ بلكه «فان الذكری تنفع المؤمنین» اما نكات قابل عرض:

1- در روز قدس كسانی‌كه به حمایت شما اجتماع و راهپیمایی داشتند، و كم هم نبودند، شعار می‌دادند:

استقلال، آزادی ، جمهوری ایرانی
نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران
مرگ بر...
ما اهل كوفه نیستیم، پشت یزید بایستیم

این شعارها حاكی از استراتژی به ظاهر تازه‌ای است كه در سال‌های اول انقلاب هم به میدان آمد و با مقاومت امام راحل و مردم میدان را خالی كرد.این استراتژی به وضوح با سه محور اعتقادی و استراتژیك امام در تضاد است. آن بزرگوار حتی در وصیت‌نامه‌شان نیز بر این محورها تاكید دارند. آیا امام نفرمود جمهوری اسلامی نه یك كلمه كم، نه یك كلمه زیاد؟ و این را اساس سیاست داخلی نمی شمرد؟ آیا امام نفرمود روز قدس روز اسلام است و حمایت از فلسطین را یكی از اركان سیاست خارجی قرار نداد؟ آیا امام مكررا نفرمود پشتیبان ولایت فقیه باشید تا به مملكت شما آسیبی نرسد؟ آیا پردازنده نظریه ولایت فقیه و پایه‌گذار آن نبود؟

پاسخ این پرسش‌ها آن‌قدر روشن است كه كسی را یارای انكار نیست. حالا شما باید جواب دهید كه وقتی با ادعای احیای ارزش‌های فراموش‌شده خط امام، معترضان را علمداری می‌فرمایید، آیا از این شعارها و سردهندگانشان برائت می‌جویید یا با ادامه سكوتتان آن‌ها را تایید می‌كنید؟ در این صورت جواب امام را چه می‌دهید؟

2- تا این‌جا، حوادث نشان داد كه جریان موسوم به سبز لااقل 4 ویژگی زیر را دارد:

با مبانی انقلاب اسلامی ناسازگار است.
از پشتبانی بیگانگان مخالف اسلام، استقلال ایران و مسلمانان جهان برخوردار است.
رفتار وظاهر كثیری از افراد آن حاكی از عدم تقید به شرع و ارزش‌های انقلابی است.
قصد معارضه با نظام قانونی و مردمی حاكم را دارد و به اعتراض در شكل قانونی راضی نمی‌شود.

آیا اگر امام زنده بود چنین جریانی را خیانت‌بار نمی‌خواند؟

3- در میان معترضان، طرفداران نظام و دینداران ناراضی از اوضاع كم نیستند. بعضی از اعتراضات اینان و حتی معارضان بی‌اعتقاد به دین و نظام نیز درست است و باید زمینه‌های اعتراض برانگیز را رفع كرد؛ ولی آیا شما فكر می‌كنید اكثریت معترضانی كه راه معارضه را برگزیده‌اند و شعار جانم فدای ایران سرداده‌اند، وقتی خطری متوجه ایران شود روی حرفشان می‌ایستند؟ جان كه هیچ، یك گام هم اكثرشان برای استقلال و آزادی ایران عزیز بر نخواهند داشت.

می‌نشینند و منتظر می‌مانند تا همان اكثریت مستضعفی كه به پیروی از امام و مراجع و روحانیت انقلابی، ایران را حفظ كردند بازهم جانفشانی كنند و بعد هم غرولند و ملامت تحمل كنند. شما پشتیبانی چه كسانی را به‌دست آورده‌اید و حمایت چه اقشاری را از دست داده‌اید؟ مؤكدا می‌گویم كه این نگاه به‌هیچ‌وجه نافی حقوقی كه بر عهده حكومت حتی در قبال معارضان قرار دارد نیست و نباید باشد، چه رسد به مخالفان و معترضان. حق هركس محترم است و باید ادا شود.

4- جناب آقای موسوی! یادتان هست كه یكبار امام در پاسخ اعتراض برخی روحانیان صاحب‌نام نسبت به دولت جنابعالی، خطاب به آنان فرمود نه شما از امیرمؤمنان برترید و نه نخست‌وزیر از خلفا بدتر؛ همان‌طور كه علی علیه‌السلام با خلفا در برابر خطر خارجی همكاری كرد، شما هم با دولت مدارا كنید (نقل به مضمون). درحالی‌كه به شهادت صحیفه نور امام همانند آن معترضان، با سیاست‌های اقتصادی دولت‌سالارانه جنابعالی مخالف بود ولی به‌خاطر وجود خطر دشمن خارجی از شما به شدت حمایت می‌كرد و مخالفانتان را به همكاری فرا‌می‌خواند. حالا چه شده است كه آن استدلال امام را فراموش كرده‌اید؟ خطر بیگانه كم شده یا معارضه مجاز گشته است؟ حتی اگر حق كاملا با شما می‌بود- كه حتما چنین نیست- باز اجازه معارضه نداشتید.

5- برادران محترم! شما در ایام مسؤلیت‌تان موضوع فلسطین را به‌‌درستی، موضوع همه ما می‌دانستید حالا چرا در برابر شعار انحرافی نه غزه نه لبنان سكوت كرده‌اید؟ نظرتان عوض شده یا صهیونیست‌ها تغییر ماهیت داده‌اند؟ آیا قدرت آن‌قدر شیرین است كه برای رسیدن به آن باید پا روی اعتقادات امام گذاشت؟ شما كه می‌گویید خط امامی هستید.

6- جناب آقای خاتمی! شما و یا اطرافیان‌تان، زمانی نفرینِ «مرگ بر آمریكا» را كه شعار برحق ملت ستمدیده ایران بوده است، خشونت‌بار خواندید. حالا نظرتان در باره شعارِ «مرگ بر ...» چیست؟ آیا امام بر اصالت امر ولایت فقیه در اسلام تاكید نمی‌كرد و نفرمود:«پشتیبان ولایت فقیه باشید تا به مملكت شما آسیبی نرسد؟» فكر نمی‌كنید كه شما هرچه دارید از حكومت ولایت فقیه است؟ فكر می‌كنید اگر كسانی كه امروز شعار جمهوری ایرانی می‌دهند، سركار بیایند، شما را خلع لباس و منزوی نخواهند كرد؟ البته اگر زنده‌تان بگذارند.

7- روش شما در این ایام چنان است كه گویا می‌خواهید حاكمیت را به برخورد با خود بكشا نید. دارید سلاح كسانی را تیز می‌كنید كه اعتقاد چندانی به مدارا با مردم و مردم‌سالاری دینی و لوازمش ندارند. تردیدی نیست كه معارضه به ظاهر جدید، با شعارها و استراتژی‌های شمرده شده، چیزی جز خیانت به امام، انقلاب، اسلام، مردم و ایران نیست. اگرچه خیانت فاعلی بر همه افراد این جریان صدق نمی‌كند، ولی قطعا خیانت فعلی هست. فكر می‌كنید حكومت تا كجا مدارا خواهد كرد؟ اگر تصور شود اجازه داده می‌شود نظامی كه با خون‌دادن‌ها و خون دل خوردن‌های بسیار برپا شده و تنها حكومت دینی جهان، ولو پر عیب و نقص، است، به این راحتی عوض می‌شود؛ یا تصور كنید همه آنانی كه امروز زیر علم شما سینه می‌زنند، به شما وفادار خواهند ماند، هردو تصور اشتباه است.

سه نتیجه ناگوار دیگرنیز بر اوضاع فعلی مترتب است:
8- دولت فعلی برخاسته از رای مردم و قانونی است ولی در كنار خداماتش، خودرایی‌ها، ندانم‌كاری‌ها و جهت‌گیری ‌های نادرستی نیز دارد كه رفتار و روش شما، كار برخورد با این كژی‌ها را(كه در دولت‌های پیشین هم بی‌سابقه نیست) دشوار می‌كند و میدان نقادی حاكمیت تنگ می‌گردد.

9- علاوه بر این، طبیعی است كه وقتی حضور جریان حامی شما، با اغتشاش و خسارت‌های اجتماعی همراه می‌گردد، حضور نیروهای انتظامی و اطلاعاتی به ضرورت بیشتر می‌شود، از این حیث نیز آزادی‌ها محدود می‌گردد. در این محدودیتی كه برای نقادی و آزادی‌خواهی به‌وجود می‌آید شما چقدر مسؤلیت دارید؟

10- نكات فوق، به اضافه فضای نامطمئن سیاسی ناشی از معارضه جریان به اصطلاح سبزبا نظام، نااطمینانی را به دنبال دارد، نتیجه‌اش كاهش سرمایه‌گذاری است كه تولید و اشتغال را كاهش و قیمت‌ها را افزایش می‌دهد. یعنی فشار بر مردم بیشتر می‌شود. در واقع بازنده اصلی مردم‌اند. آیا می‌ارزد؟

برادران محترم! همه ما كم‌وبیش، و امروز شما آقایان به ویژه، مخاطب این آیه قران هستیم:
یا ایهاالذین امنوا لم تقولون ما لا تفعلون كبر مقتا عندالله ان تقولوا ما لا تفعلون، ای مؤمنان! چرا سخنی می‌گویید كه بدان عمل نمی‌كنید؛‌ این‌كه چیزی را كه بدان عمل نمی‌كنید مدعی باشید، در نزد خداوند بسیار خشم‌برانگیز است. شما با ادعای احیای ارزش‌های فراموش‌شده حضرت امام رضوان الله علیه به میدان آمده‌اید، باید با صراحت تكلیف خود را مشخص بفرمایید تا گرفتار خشم خدا نشوید.

این نصیحت مرا با ذكر عیوب مخالفان خود پاسخ ندهید. سعی نفرمایید با فهرست كردن اقوال بی‌عمل آنان یا تعارضات قول و فعلشان خود را مبرا بنمایید. و لا تزر وازرة وزر اخری، كسی بار دیگری را به‌دوش نمی‌كشد. تعدادی از نیروهای وفادار به انقلاب و ولی فقیه مظلوم و مردم شریف، از جمله بنده، در این ایام همواره خواسته‌ایم كه شما در عرصه سیاست با احترام، و البته با رعایت تكالیف قانونی خودتان، فعال بمانید تا در فرایندی مردم‌سالارانه به رقابت بپردازید و ضمن آن‌كه به تصحیح مسیر و كاركرد حكومت مدد می‌رسانید ، خطر تحجر را كاهش دهید، امید و مشاركت مردم در سرنوشت خویش را بالا ببرید و فرصت جولان در عرصه آزمایش عملی برای‌تان باقی بماند. آیا شما نمی‌خواهید امكان دهید تا این خیرخواهی مؤثر شود؟ مقصود من این نیست كه همه تقصیرها، صددرصد بر عهده شماست و ما و دیگران بی‌قصور و تقصیریم اما آن‌كه باید اول تصمیم به بازگشت بگیرد، شمایید نه مخالفان شما.

من آن‌چه شرط بلاغ است با تو می‌گویم
تو خواه از سخنم پند گیر خواه ملال

برادر شما - احمد توكلی

www.NiceNews.IR

   


نظرات()   

سایت خبری بخوانید

جدیدترین اخبار خارجی , داخلی,اقتصادی , سیاسی , فرهنگی و هنری , ورزشی , علمی