ماجرای زنی که در ماشین زندگی می کند!
فارس: زن میانسالی با حضور در مجتمع قضایی خانواده، مدعی شد شوهرش یكسال پیش او را از خانه بیرون كرده و او اكنون مجبور است در ماشین زندگی كند.
.زن میانسالی با حضور در مجتمع قضایی خانواده، مدعی شد شوهرش، او و دخترانش را از خانه بیرون كرده است. این زن با حضور در شعبه 268 دادگاه خانواده به قاضی عموزادی گفـت: شوهرم از یك سال قبل من و دخترانم را از خانه بیرون كرده است و اجازه نمیدهد، به خانه برگردیم. وی افزود: حدود 20 سال قبل با همسرم ازدواج كردم. حاصل این ازدواج 2 دختر است كه در حال حاضر به همراه دخترانم زندگی سختی را سپری میكنیم. زن میانسال ادامه داد: شوهرم از حدود دو سال قبل كار خود را رها كرد و هر روز در خانه میماند و ادعا میكرد كه « نیازی به كار كردن ندارم و بدون اینكه كار كنم حقوق خود را دریافت میكنم». وی افزود: این ادعای همسرم تقریباً درست بود و تا مدتی بدون اینكه او از خانه خارج شود یا سر كاری برود، پول زیادی به دستش میرسید كه نمیدانستم از كجا میآید. این زن در ادامه ادعاهایش گفت: مدتی از این ماجرا گذشت تا اینكه متوجه شدم، همسرم به شدت به مواد مخدر اعتیاد پیدا كرده است و بیشتر درآمدش را كه معلوم نبود از كجا به دست میآورد، صرف تهیه و مصرف مواد مخدر میكرد. وی ادامه داد: بارها سعی كردم او را از دام اعتیاد رها كنم اما او دیگر توجهی به من، فرزندان و زندگی خود نمیكرد و فقط در فكر مصرف مواد مخدر بود. زن میانسال گفت: زندگی ما دچار مشكلات زیادی شده بود و دیگر توانی برای مبارزه با این مشكلات نداشتم و مشكلات مالی فشار زیادی به ما وارد میكرد چرا كه همسرم هیچ پولی به من و فرزندانم نمیداد و تمام درآمد خود را صرف تهیه مواد مخدر و رفع نیازهای خود میكرد. وی افزود: مصرف مواد مخدر تأثیر بدی بر روحیه و اخلاق او گذاشته بود و او مدام با من و دخترانم درگیری داشت و هر بار به بهانههای واهی ما را مورد ضرب و شتم قرار میداد. این زن كه اضطراب و نگرانی كاملاً در چهرهاش مشهود بود به قاضی عموزادی گفت: او دیگر توجهی به ما نداشت و بار آخر بعد از یك مشاجره شدید، من و دخترانم را از خانه بیرون كرد و یك سال است كه نمیتوانم درخانهای كه به نام خودم است زندگی كنم. وی افزود: در این مدت مجبور شدیم در خانه فامیل زندگی كنیم كه آن هم موقتی بود و بعد از آن مدتی است كه در ماشین زندگی میكنیم و تاكنون هزینه زندگی را نیز از راه قرض كردن از بستگان تقبل كردهام و دیگر نمیتوانم از كسی پول قرض كنم. زن میانسال ادامه داد: شوهرم با بیان اینكه در یك نهاد امنیتی فعالیت میكند، مرا تهدید میكرد كه اگر از او شكایت كنم، اتفاقات بدی برای من روی میدهد و من هم تاكنون از ترس این موضوع از او شكایت نكرده بودم، ولی دیگر نمیتوانم با این وضعیت زندگی كنم و او باید جوابگوی این رفتارش باشد.
